تبليغاتX
مهاجر افغاني و استعمارنو

مهاجر افغاني و استعمارنو

يادداشت هاي يك مهاجر افغاني

آثار فرهنگي ايران از نگاه مهاجر افغانی

آثار فرهنگي ايران از نگاه مهاجر افغانی

هنگامي که سياست با فرهنگ مخلوط گردد مي شود به قول ايراني ها آش شله قلمکار. در مورد فرهنگ آريايي ها هم وضعيت به همين منوال است . اکنون در قرن 21 کشورهاي ثروتمند و زورگو حرف اول را مي زنند نه کشورهاي مقتدر يا فقير .

اما بحث را در مورد فرهنگ و نامداران ايران آغاز کنم نه افغانستان . کما اينکه اغلب نامداران و دانشمنداني همچون ابن سينا ، ابو ريحان بيروني ، مولوي ، سنائي غزنوي و... در سرزمين افغانستان امروزي به دنيا آمده اند و در آنجا مي زيسته اند اما بر مبناي تاريخي که زماني کشور افغانستان عزيز جزوي از خراسان بزرگ بوده است .  اما مبنا را بر ايران گذشته و ايران امروز مي گذارم .

ايران گذشته سرزميني وسيع با مردماني جنگجو ، دلير ، قوي هيکل ، دانا . سرزميني که در هر نقطه خود دانشمندي را پرورش داده است . آن هنگام هم که ايرانيان اسلام را پذيرفتند و خلفاي جور زمانه همچون خلفاي عباسي و اموي مشغول قتل عام اولاد و منسوبان مربوط به حضرت علي (ع) بودند اين مردم ايران بودند که آنان را با آغوش باز پذيرفتند . همانگونه که در اقصي نقاط ايران و افغانستان و تاجيکستان قبور بسيار زيادي از علوي ها و ساداتي که توسط خلفاي اموي و عباسي به قتل رسيدند وجود دارد .

 

ما ايران امروز :

مردماني با فکرهاي بزرگ ولي سر بسته و دست نخورده !! ، جنگجو و به در دهه اخير هم با تفکر شديدا نژاد پرست ، احساساتي . از لحاظ دفاع از فرهنگ هم بسيار ضعيف .

و به همين واسطه هم کشورهاي نفت خير و عربي ثروتمند براي ايران دندان تيز کرده اند تا درياي بزرگ خليج هميشه فارس را به نام خود ثبت کنند . دانشمندان فارسي زبان را عرب بنامند ، و براي خود افسانه سازي ها مي کنند . ترکيه و کشورهاي عربي دانشمندان فارس زبان را به نام خود ثبت مي کنند و کشورهاي غربي کتاب هاي آنها را بدون رعايت حقوق کپي رايت به نام خود چاپ . امريکا 400 ساله در مقابل ايران 2500 ساله قد علم مي کند و ادعاي تمدن مي کند و ..

اما با همه اين حرف ها ايران سکوت کرده است . جلسات همايش ها و بزرگداشت ها فقط منحصر به يک عده انگشت شمار است . آن شخص ايراني که هيچ وقت به کتاب هاي سعدي و فردوسي وعطار نيشابوري و باباطاهر عريان دست نزده و جلد آن را هم نديده ويا در عمرش يک بيت شعر هم از اينها بلد نيست فرياد سعدي شناسي و فردوسي شناسي مي زند . ايرانياني که دانشمندان خود را پيشيزي هم حساب نمي کردند بعد از اينکه يک کشوري دانشمندان آنها را تصاحب مي کنند به ياد مي آورند که اي واي ابن سينايي داشتيم ، مولوي اي داشتيم ، اصلا شاعري داشتم ولي خبر نداشتيم !!!!!!

و اما نمونه هاي بارز آن :

مولانا جلال الدين محمد رومي يا به قول افغان ها مولانا جلال الدين محمد بلخي مشهور به مولوي ، عارف و شاعر بزرگ پارسي گوي  و صاحب کتاب هاي شعر پرارزشي چون مثنوي معنوي و ديوان کبير، حالا  از نظر بسياري از مردم دنيا شاعر و عارفي متعلق به «ترکيه » است!

مقبره مولوي در قونيه در خاک ترکيه قرار دارد و تبليغات مناسب اين کشور آنجا را به يکي از مهمترين جاذبه هاي توريستي اين کشور بدل کرده است.

برگزاري مراسم سماع در اين مقبره امروز شهرتي جهاني دارد و بر اثر تلا ش هاي مداوم ترکيه، سالي به نام مولا نا(يا به قول غربي ها رومي) نام گذاري شده است. در اين نامگذاري که از طرف يونسکو انجام شد، مولا نا از مفاخر فرهنگي و ادبي ترکيه عنوان شده; آن هم در شرايطي که حتي يک شعر به زبان ترکي هم ندارد.
ماجراي مصادره مفاخر فرهنگي و عرفاني ايران به همينجا ختم نشده و نمي شود.

بعد از مولوي، حالا  به نظر مي رسد نوبت به شيخ ابوالحسن خرقاني عارف بزرگ قرن 4 و 5 است که به ترکيه اي ها منصوب شود،  آن هم در حالي که بر خلا ف مولانا که مقبره اش در قونيه است، اين عارف در خرقان (در استان سمنان) مدفون است و بر اساس آنچه محققان مي گويند  او نه تنها به ترکيه پا نگذاشته بلکه در طول عمر خويش از حوالي خرقان خارج نشده بود بعضي محققان عقيده دارند که تنها سفر شيخ ابوالحسن خرقاني حضور وي در خانقاه قصاب آملي از عرفاي بزرگ آن زمان براي شاگردي وي بوده که در آمل بوده است .

مقبره واقعي اين عارف نامدار در خرقان از توابع شاهرود مورد بي توجهي واقع شده است. ايراني ها خيلي کم شيخ ابوالحسن خرقاني را مي شناسند. چه رسد به اينکه مقبره او را مورد توجه قرار دهند!
سه سال قبل يکي از خبرگزاري هاي خبر داده بود که بناي آرامگاه شيخ ابوالحسن که قدمتش به قرن هشتم هجري بازمي گردد به مرور از ميان رفته و تنها محراب آن باقي مانده است.

کلمن بارکس، شاعر آمريکايي که اشعار کلاسيک مولوي را به شعر نوي آمريکايي برگردانده و برگردان او از اين اشعار در ده سال اخير يکي از پرفروش ترين کتاب هاي شعر در آمريکا بوده است

 

شهرداري قونيه (شهري که مزار مولانا در آن قرار دارد)  نيز  ترجمه مثنوي معنوي را به 20 زبان زنده دنيا تا منتشر کرد. اين سؤال پيش مي آيد  که چرا ترکيه؟ و مگر متن اصلي مثنوي معنوي به زبان فارسي نيست؟ اما ترکيه در اين زمينه پيش قدم شد و مثنوي معنوي را از ترجمه ترکي آن به 20 زبان زنده دنيا برگرداند و يک بار ديگر ثابت کرد که مولوي مي تواند به معناي ترکيه باشد.

اسين چلبي از نوادگان مولوي نيز كه معاون بنياد مولانا در تركيه است، در اين مورد گفت’ :ابيات مولانا در مثنوي در مورد ترك و تركها است و مولوي خود را ترك خوانده است

 

چشم طمع کشورهاي عربي

كشورهاي عربي خليج فارس به دليل نبود عنصري فرهيخته و انديشمند رو به سوي دزدي انديشمندان ديگر كشورها مي زنند و حتا براي خود تاريخ سازي و افسانه پردازي نيز مي كنند و چه كشوري براي دزدي يهتر از ايران.هم فرهيختگانش كم نيستند و هم حكومت علاقه ي چنداني به آنان ندارد، كه اسرار هويدا مي كنند! ابن سينا عرب مي شود ، مولانا ترك مي شود ، بربت در سازمان هاي جهاني به نام ساز عربي و چنگ سازي آمريكايي ثات مي گردد. تازه همسر عبدالله گل به همسر بوش مثنوي مولانا را به عنوان سند افتخار كشور تركيه مي دهد و ترك ها پي گير آن مي شوند كه امسال به نام سال جهاني مولانا نام گذاري شود و ايران حتا 2 واحد درسي عمومي در دانشگاه هايش به نام تاريخ ايران ندارد .  سر سرباز هخامنشي در حراج لندن زير قيمت پايه و به قيمت580 هزار پوند به فروش مي رسد . در ادامه نيز بيش از 300 شيء تاريخي ديگر نيز در همين حراجي به فروش رسيد.  

يک شرکت پستي کويتي نيز با انتشار تمبري ازابوعلي سينا وي را يک دانشمند وفيلسوف اهل کويت معرفي ميکند!. در اين تمبر تصويري از ابوعلي سينا منتشر شده است که درحاشيه آن عبارت"ذکري مرور الف عام علي مولد ابن سينا فيلسوف الدوله العربيه الاسلاميه وطبيبها "درج شده است .

اگر با نرم افزار Babylon آلماني کار کرده باشيد ابن سينا را يک دانشمند عربي معرفي کرده است .

 

و اما از نظر من چند سال آينده

عراق سال 2010 را سال کوروش کبير ناميد . علت اين نامگذاري رد شدن کوروش هنگام جنگ از اين منطقه بوده است  ، قبر داريوش در قطر پيدا مي شود ، اجداد هخامنشيان اماراتي مشخص مي شوند ، آثار تخت جمشيد در عربستان کشف مي شود و مدعي جابجايي اين آثار توسط ايرانيان مي شوند ، حافظ شيرازي اهل ترکيه مي شود چون در شعرش  از ترک شيرازي سخن گفته ، خليج فارس را هم عرب ها مدعي مي شوند خودشان با آب چاه ساخته اند و نامش را خليج عربي مي نامند ، درياي خزر را هم خليج عربي نامند چون به واسطه يک تکه زمين به خليج عربي (هميشه فارس) متصل است وووو...

که البته اگر ايران و ايراني بخواهد سکوت را پيشه کند و مقابله به مثل نکند و فعال نباشد اين موارد بعيد هم به نظر نخواهد رسيد .

 

آريايي بمانيم و آريايي بميريم .

+ نوشته شده در  دوشنبه 1387/01/26ساعت 17:23  توسط مهاجر افغاني  | 

عجب مهمان نوازی است جمهوری اسلامی!

مهمان نوازی

مهمان نوازی !

عجب مهمان نوازی است، جمهوری اسلامی من مهمان افغانی، شدم درخانه زندانی

نه خائنم نه جانی ام چگونه شرع اسلام است مرا بیرون میراند به جرم شخص افغانی

عطوفتهای اسلامی فدای حسّ ملی شد نه یک رفتار اسلامی نه یک برخورد انسانی

یکی از راه می گیرد یکی از چاه می گیرد گه و بی گاه میگیرد ندارم جای پنهانی

نه دارم کشوری آباد نه اینجا راحتم و آزاد به پیش کی زنم فریاد از این رنج و پریشانی

نخواندی آیت قرآن زمین ملک خداوند است چرا خاموش می باشی جناب شیخ و روحانی

مسلمان را مسلمانی، نباید خارجی گوید بنا بر حکم اسلامی بنا بر قول قرآنی

چه عالمش چه دانایش چه سیدش چه آقایش یک افغانی نمی ارزد در این کشور، یک افغانی

چگونه از نظامیهای انگلیس قدردانی شد رئیس جمهور دیدن کرد از آنها با چه احسانی

عدالت خواهی دولت فقط مخصوص ایرانیست فرا ملی عدالت کن اگر یار ضعیفانی

اگر ظاهر شدی مهدی نیا یک وقت بی مدرک خدای ناکرده می گیرد تو را مامور ایرانی

بگو شاعر حقایق را بدون هر کم و بیشی خدایش کن نگهداری رضایش کن نگهبانی

خدا حافظ رفیق سالهای غربت و هجرت بیا یک روز در کلبه خاکی من تو مهمانی

 

منبع و نویسنده این شعر را متاسفانه پیدا نکردم . به هر حال کسی اگر دانست بگوید بنویسم !
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/01/13ساعت 16:14  توسط مهاجر افغاني  | 

فتنه اي ديگر با فيلم فتنه

فتنهای دیگر...
جاغوری
خبر ساخت یک فلم ضد اسلامی از همان آغاز با واکنشهای زیادی همراه بود. بسیاری کشورهای اسلامی از همان آغاز در تلاش شدند تا از نشر این فلم جلوگیری شود. به رغم این تلاشها سرانجام سازنده این فلم "وایلدرز" موفق شد تا فلم 15 دقیقهای خود را در شامگاه روز پنجشنبه در یک سایت انترنتی منتشر نماید.
در این فلم تصاویری از حمله یازدهم سپتامبر، بمبگذاریهای لندن و مادرید به همراه مرور برخی آیات قرآن نمایش داده میشود.
نشر این فلم در حالی صورت میگیرد که شورای حقوق بشر سازمان ملل قطعنامه پیشنهاد شده از سوی کشورهای اسلامی برای جلوگیری از توهین به مذاهب را تصویب کرد. هر چند این قطعنامه از سوی برخی اعضای اتحادیه اروپا مورد استقبال قرار نگرفت اما 15 کشور عضو سازمان کنفرانس اسلامی که در میان 47 کشور شورای حقوق بشر سازمان ملل قرار دارند، به این قطعنامه رای مثبت دادند.
دفاع از کدام آزادی؟
سخنگوی اتحادیه اروپا در واکنش به قطعنامه شورای حقوق بشر سازمان ملل گفته است که 27 عضو این اتحادیه آزادی، عدم تبعیض و پذیرش همه مذاهب را تعهد کردهاند.
با توجه به این گفتهها اکنون این سوال مطرح میگردد که کشورهای غربی از کدام آزادی حمایت میکنند؟ آیا توهین به ارزشها، باورها و مقدسات، که در لفافه آزادی بیان صورت میگیرد، مورد تایید این اتحادیه میباشد؟
به نظر میرسد که در پرتو آزادی تعریف شده از سوی غرب، این کشورها به بستر مناسبی برای توهین به ارزشهای دیگر ادیان و مذاهب بدل شده است. اما در توجیه به این اقدام جوابی که ارایه می گردد، این است که این عمل از سوی نهادهای مدنی، و مستقل صورت گرفته و دولتها حق کنترول برآنها را ندارند. به نظر میرسد که کشورهای غربی در یک تناقض جدی و آشکار قرار گرفتهاند.
زیرا این کشورها از یک سو احترام به عقاید، باورها و ارزشهای معنوی را مطرح میکنند و از سوی دیگر بارها دیده شده است که این ارزشها مورد هجوم سازمانیافتهای برخی حلقات در این کشورها قرار گرفته و با سکوت حکومتهای شان نیز همراه شده است.
پیشینه فتنهانگیزی
این اولین بار نمیباشد که مسلمانان مورد اهانت قرار میگیرند. قبل از این نیز سلمان رشدی با چاپ کتاب آیههای شیطانی و نشر کارتونهای پیامبر اسلام در دنمارک مورد اهانت قرار گرفتند. هر چند هنوز شکافهای به جا مانده از آن زمان تاکنون ترمیم نیافتهاند که فتنهای دیگر در قالب فلم 15 دقیقهای بر این تنشها دامن زد.
بازندهی این فتنهانگیزی کیست؟
کشورهای غربی پس از یازدهم سپتامبر با شعار مبارزه با تروریزم وارد عمل شده و هزاران عسکر را به افغانستان و منطقه گسیل داشتند. این مبارزه در حالی صورت میگیرد که برخی اقدامهای تحریکآمیز، نظیر نشر فلمهای توهینآمیز و یا کارتونهای حضرت محمد، سبب خشم و واکنشهای جدی میان مسلمانان شده است. اکنون گروههای بنیادگرا و افراطی با استفاده از خشم برافروخته شده مسلمانان درصدد برآمدهاند تا با حس انتقامجویی، تنشهای فزیکی را بر علیه غربیها و منافع آنان بیشتر سازد. با توجه به این که اتحادیه اروپا و کشورهای عمدهی غربی در عراق، افغانستان و خاورمیانه حضور نظامی و فعالیت اقتصادی دارند، اکنون به نظر میرسد که در فضای پر تنش موجود این حضور نیز در معرض خطر قرار گیرد. با توجه به ادعای غربیها مبنی بر پیشرفت در عرصههای گوناگون، بهتر بود که به جای اقدامهای تحریکآمیز، به گفتگوی سالم، در پرتو خردورزی و عقلانیت آورند و تا در سایهی این نوع برنامهها به همسوییهای بیشتری در عرصههای مختلف دست یابیم.
سایت
8 صبح
www.8am.af
+ نوشته شده در  شنبه 1387/01/10ساعت 21:43  توسط مهاجر افغاني  |